تحقیق در مورد جنگ نرم از دیدگاه قرآن(رتبه ی اول شهرستان)

چکیده: قرآن کتاب جامع وراهنمای زندگی انسان هاست به همین دلیل وظیفه ی ما مسلمانان مخصوصا شیعیان این است که با بهره گیری از تعالیم بلند آن مشکلات خود را حل وفصل کنیم که یکی از مواردی که ما امروزه به عنوان مشکل می شناسیم جنگ نرم است که باید به وسیله ی قرآن آن را خنثی سازیم. جنگ نرم مقابله و تلاشی است از طرف نیروهای شیطان و استبداد برای به نابودی و مذلت کشاندن و برگرداندن مسلمانان از راه نجات، چنان که شیطان وعده ی آن را داده است. جنگ نرم مترادف اصطلاحات بسیاری در علوم سیاسی و نظامی می باشد. در علوم نظامی از واژه هایی مانند جنگ روانی یا عملیات روانی استفاده می شود و در علوم سیاسی می توان به واژه هایی چون براندازی نرم، تهدید نرم، انقلاب مخملین و اخیرا به واژه انقلاب رنگین اشاره کرد. در تمامی اصطلاحات بالا هدف مشترک تحمیل اراده گروهی بر گروه دیگر بدون استفاده از راه های نظامی می باشد. تفاوت جنگ نرم با جنگ سخت بسیار است از جمله: حالتی نرم داشتن، قابل احساس نبودن، حالتی هیجانی ونماد سازی داشتن، پایدار وبادوام بودن اشاره کرد. جنگ نرم دارای تاکتیک و روش هایی از جمله: ترور شخصیت، شایعه سازی، دروغ پردازی های بزرگ، ایجاد تفرقه وتضاد و ... می باشد که راه های مقابله با آن عبارت اند از: علم ودانش، ولایتمداری، تقویت مساجد، وحدت حوزه ودانشگاه، رصد برنامه های دشمن و... می باشد. سران جنگ نرم مشرکان، منافقان وسردمداران باطل هستند که اهداف آن ها تقویت نارضایتی مردم، تلاش برای بهرانی نشان دادن وضعیت کشورو... می باشد دشمن در جنگ نرم تلاش دارد با استفاده از ابزارهاي فرهنگي و ارتباطاتي پيشرفته و با شايعه و دروغ پراکني و استفاده از برخي بهانه ها، ميان آحادمردم ترديد، بدبيني، و اختلاف ايجاد کند آموزه هاي قرآني به جنگ نرم در حوزه دشمن شناسي و مقابله با دشمن، توجه داشته است. آيات بسياري به اين مسئله از دو زاويه ديد مختلف نگريسته است. به اين معنا که اگر دشمن برخي از سازوکارهاي جنگ رواني را در جنگ نرم به کار مي گيرد، جامعه اسلامي نيز در دفاع و مقابله با دشمن مي بايست از همه امکانات بهره گيرد و در جنگ نرم، به حکم مقابله به مثل «فمن اعتدي عليکم فاعتدوا عليه بمثل ما اعتدي عليکم و اتقواالله و اعلموا ان الله مع المتقين» عمل نمايد. البته در اين آيه و آيات ديگر بر اين مهم توجه و تاکيد شده است که مومنان به حکم تقواي الهي، از هرگونه رفتارهاي ضد اخلاقي و عقلاني که هنجارها و ارزش هاي اساسي بشريت را تضعيف مي کند و يا از ميان برمي دارد بايد پرهيز کنند. بنابراين خطوط قرمزها و محدوديت هايي را براي اين مقابله به مثل در همه حوزه ها از جمله جنگ نرم معين کرده است که مومنان نمي توانند از آن مرزها گذر کنند و همانند دشمنان خدا و دين، عمل نمايند؛ به عنوان نمونه قتل و غارت بي گناهان و زنان و کودکان در فرهنگ ضدبشري دشمنان اسلام صورت مي گيرد ولي مومنان مجاز نيستند اين گونه رفتار کنند. در جنگ نرم نيز دشمنان به شيوه هاي زشت و ناپاکي رو مي آورند که حريم هاي انساني و نيز قداست و کرامت بشري را مي شکند و به تهمت و افتراهاي ناموسي و همانند آن رو مي آورند، در حالي که مومنان براساس آموزه هاي اسلامي و محوريت تقواي عقلاني و عقلايي و شرعي نمي تواند در جنگ نرم از آن ها بهره گيرند    قرآن کتاب شفا بخش اقتضای خاتمیت دین مبین اسلام آن است که پیام پیامبر خاتم(ص)جاودانه باشد تا در زمان های مختلف وفرهنگ های گوناگون،مسائل پیچیده ی انسان وجوامع انسانی را پاسخ گوید. براین اساس، قرآن کریم، رسالت خود را به زمان ومکانی خاص محدود نمی داند وبا مبارزه طلبی وتحدی، خود را اثری الهی معرفی می کند؛ اثری که اگر همه ی انسان ها دست به دست هم بدهند، نمی توانند حتی مانند یک سوره ی آن بیافرینند. از طرف دیگر، قرآن تنها کتاب آسمانی است که از دستبرد جعل و تحریف در امان مانده، چرا که خداوند تبارک وتعالی خود حفظ آن را به عهده گرفته است. سیره ی پیامبر(ص) وصحابه وتابعین در حفظ، قرائت، کتابت و جمع وتفسیر قرآن نیز، مؤید مصونیت آن از هرگونه تحریف است.قرآن سندی الهی ومعجزه ی جاوید پیامبر است که در طول تاریخ، مسلمانان به دیده ی کتاب زندگی، هدایت وقانون بدان نگریسته اند و از دیدگاه های مختلف در آن تدبر تدبر کرده اند. هر چه از زمان نزول قرآن فاصله می گیریم سیطره و نفوذ قرآن فزونی می یابد وهم گستره ی پژوهش های قرآنی؛ به گونه ای که امروزه دانشوران اکثر دانش ها، بویژه در قلمرو علوم انسانی؛ به مطالعه ی این کتاب آسمانی روی آورده اند. خداوند قرآن را شفا خوانده است: و نُنَزِّلُ مِنَ القُرآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رُحمَةٌ لِلمؤمنین   و از قرآن، آنچه شفا ورحمت است برای مؤمنان،نازل می کنیم؛   گزیده ای از بیانات مقام معظم رهبری همه وظیفه داریم. همین که حالا معمول شده که در بیان ها ودر تلویزیون و توی تبلیغات و توی دادگاه وتوی زبان همه می گویند: جنگ نرم. راست است،این یک واقعیت است.یعنی الان جنگ است. البته این حرف را من امروز نمی زنم من از بعد از جنگ سال 1367 همیشه این را گفته ام، بارها و بارها، علت این است که من صحنه را می بینم؛ چه بکنم اگر کسی نمی بیند؟! چه کار کند انسان؟! من دارم می بینم صحنه را، می بینم تجهیز را، می بینم صف آرایی هارا، می بینم دهان هایی ازحقد وعضب گشوده شده و دهان هایی با غیظ به هم فشرده شده علیه انقلاب وعلیه امام وعلیه همه ی این آرمان ها وعلیه همه ی آن کسانی که به این حرکت دلبسته اند را؛این ها را انسان دارد می بیند. خب چه کار کند؟ این تمام نشده چون تمام نشده، همه وظیفه داریم. دیدار با هنرمندان(مورخ 14/6/1388) تعریف استکبار جهانی دستگاه استکبار فقط ایالات متحده ی آمریکا نیست یا فلان رئیس جمهور و فلان دولت آمریکا یا فلان کشور اروپایی نیست، دستگاه استکبار یک شبکه ی عظیم تری است که شامل این هاست، شبکه ی صهیونیستی هست، شبکه ی تجار بین المللی هست، مراکز پولی عظیم دنیا هست، این ها هستندکه مسائل سیاسی دنیارا دارند طراحی می کنند، دولت ها را اینان می آورند، این ها می برند. این مجموعه که تویش دولت ایالات متحده است، دولت های اروپایی هستند، خیلی از این نفتخوارهای ثروتمند منطقه ی خودمان هستند. دیدار با دانشجویان(مورخ 4/6/1388) هماهنگی جبهه ی استکبار جهانی از تهاجم فرهنگی تا ناتوی فرهنگی در سال 1949 آمریکا با همراهی کشور های اروپای غربی سازمانی نظامی با نام ناتو برای مقابله با تهدیدات قدرت نظامی اتحاد جماهیر شوروی ایجاد کردند. با متلاشی شدن این کشور در دهه ی 90 میلادی دیگر به این سازمان نیازی نبود ولی آمریکا با مطرح کردن «جنگ تمدن ها» دشمن جدیدی با نام تمدن اسلامی را مطرح کرد واین سازمان با ایجاد سازمانی غیر رسمی درحوزه ی   فرهنگ نبرد با اسلام پرداخت البته جنگی نرم که ابزارهای این جنگ نرم «رسانه ها» و «عملیات روانی» بودند. جنگ نرم چیست؟ جنگ نرم مقابله و تلاشی است از طرف نیروهای شیطان و استبداد برای به نابودی و مذلت کشاندن و برگرداندن مسلمانان از راه نجات، چنان که شیطان وعده ی آن را داده است. واژه جنگ نرم (Soft War) در برابر جنگ سخت (Hard War) کاربرد دارد البته گاهی به جای جنگ از واژه های تهدید یا قدرت استفاده می شود ولی در نهایت معمولا به یک مفهوم ختم می شود. جنگ نرم مترادف اصطلاحات بسیاری در علوم سیاسی و نظامی می باشد. در علوم نظامی از واژه هایی مانند جنگ روانی یا عملیات روانی استفاده می شود و در علوم سیاسی می توان به واژه هایی چون براندازی نرم، تهدید نرم، انقلاب مخملین و اخیرا به واژه انقلاب رنگین اشاره کرد. در تمامی اصطلاحات بالا هدف مشترک تحمیل اراده گروهی بر گروه دیگر بدون استفاده از راه های نظامی می باشد. این مقابله عموماً در عرصه‌های گوناگون فرهنگی اجتماعی سیاسی اتفاق می افتد و ابزار کاربردی آن ناتوی فرهنگی است که در قالب ابزارهای دیپلماسی عمومی و روانی و رسانه‌ای عمل می کند. هدف آن تضعیف ثبات و امنیت اجتماعی، فرهنگی بوده و دوره آن بلند مدت است؛ از این‌رو می‌توان تهدید یا براندازی نرم را تلاش دشمن جهت تسلط کامل در ابعاد گوناگون بر یک جامعه دانست که این تسلط با زدودن الگوهای رفتاری و هنجارهای ارزشی جامعه مورد تهاجم و جایگزینی الگوها و ارزشهای جامعه مهاجم محقق می‌گردد. در این نوع تهدید و جنگ، کشور مهاجم بدون خونریزی و با طی کردن پروسه زمانی آرام و بدون نیاز به نیروهای نظامی بلکه با استفاده از استحاله فکری و فرهنگی یک جامعه، سلطه همه جانبه خود را بر آن جامعه تحمیل کرده و با روش نرم افزاری حساب شده آنان را مطیع خود می گرداند، در یک کلام می‌توان جنگ نرم را اینگونه تعریف نمود: «اجرای برنامه ای حساب شده، مسالمت آمیز و دراز مدت برای نفوذ در ارکان سیاسی/اجتماعی یک نظام به منظور تغییر سیستم سیاسی یک کشور با ایجاد تغییر و تحول اساسی در باورهای اساسی و اصلی آن» تفاوت های جنگ نرم وجنگ سخت 1- حوزه ی تهدید نرم اجتماعی، فرهنگی وسیاسی است. در حالی که حوزه ی تهدید سخت امنیتی ونظامی می باشد. 2- تهدیدهای نرم پیچیده و محصول پردازش ذهنی نخبگان و بنابراین اندازه گیری آن مشکل است در حالی که تهدیدهای سخت؛ عینی، واقعی و محسوس است ومی توان آن را به ارائه برخی از  معیارها اندازه گیری کرد. 3- روش اعمال تهدیدهای سخت، استفاده از زور واجبار و هدف تصرف واشغال سرزمین است، در حالی که در نرم از روش القا بهره گیری می شود، هدف تأثیر گذاری بر انتخاب ها، فرآیند تصمیم گیری والگوهای رفتاری حریف ودر نهایت سلب هویت های فرهنگی است؛ 4- مفهوم امنیت در رویکردهای نرم شامل امنیت ارزش ها و هویت های اجتماعی می شود، در حالی که این مفهوم در رویکردهای سخت به معنای نبود تهدید خارجی تلقی می گردد. 5-تهدیدهای سخت، محسوس وهمراه با واکنش برانگیختن است، درحالی که تهدید های نرم به دلیل ماهیت غیر عینی ونا محسوس آن، اغلب فاقد عکس العمل است. 6- مرجع امنیت در حوزه ی تهدیدهای سخت به طور عمده دولت ها هستند در حالی که مرجع امنیت در تهدیدهای نرم محیط فروملی وفراملی(هویت های فروملی وجهانی)است؛  7- کاربرد تهدید سخت در رویکرد امنیتی جدید عمدتاَ مترادف با فروپاشی نظام های سیاسی-امنیتی مخالف یا معارض است، در حالی که کاربرد تهدید نرم در رویکردهای امنیتی جدید علیه نظام های سیاسی مخالف یا معارض، مترادف با فرهنگ سازی ونهاد سازی در چهارچوب اندیشه والگوهای رفتاری نظام های لیبرال ودموکراسی تلقی می شود. حدود و مرزجنگ نرم   دشمن در جنگ نرم تلاش دارد با استفاده از ابزارهاي فرهنگي و ارتباطاتي پيشرفته و با شايعه و دروغ پراکني و استفاده از برخي بهانه ها، ميان آحادمردم ترديد، بدبيني، و اختلاف ايجاد کند. آموزه هاي قرآني به جنگ نرم در حوزه دشمن شناسي و مقابله با دشمن، توجه داشته است. آيات بسياري به اين مسئله از دو زاويه ديد مختلف نگريسته است. به اين معنا که اگر دشمن برخي از سازوکارهاي جنگ رواني را در جنگ نرم به کار مي گيرد، جامعه اسلامي نيز در دفاع و مقابله با دشمن مي بايست از همه امکانات بهره گيرد و در جنگ نرم، به حکم مقابله به مثل «فمن اعتدي عليکم فاعتدوا عليه بمثل ما اعتدي عليکم و اتقواالله و اعلموا ان الله مع المتقين» عمل نمايد. (بقره، آيه 194) البته در اين آيه و آيات ديگر بر اين مهم توجه و تاکيد شده است که مومنان به حکم تقواي الهي، از هرگونه رفتارهاي ضد اخلاقي و عقلاني که هنجارها و ارزش هاي اساسي بشريت را تضعيف مي کند و يا از ميان برمي دارد بايد پرهيز کنند. بنابراين خطوط قرمزها و محدوديت هايي را براي اين مقابله به مثل در همه حوزه ها از جمله جنگ نرم معين کرده است که مومنان نمي توانند از آن مرزها گذر کنند و همانند دشمنان خدا و دين، عمل نمايند؛ به عنوان نمونه قتل و غارت بي گناهان و زنان و کودکان در فرهنگ ضدبشري دشمنان اسلام صورت مي گيرد ولي مومنان مجاز نيستند اين گونه رفتار کنند. در جنگ نرم نيز دشمنان به شيوه هاي زشت و ناپاکي رو مي آورند که حريم هاي انساني و نيز قداست و کرامت بشري را مي شکند و به تهمت و افتراهاي ناموسي و همانند آن رو مي آورند، در حالي که مومنان براساس آموزه هاي اسلامي و محوريت تقواي عقلاني و عقلايي و شرعي نمي تواند در جنگ نرم از آن ها بهره گيرند. قرآن و ضرورت آمادگي دائمي براي جنگ نرم حفاظت از منافع مادي و معنوي فرد و اجتماع در آموزه هاي دستوري قرآن مورد توجه بوده و بر آن تاکيد شده است. از آن ميان مي توان به آموزه هاي دستوري قرآن به جنگ هاي رواني و ترساندن دشمن از هرگونه تحرکات مخرب و ايجاد تنش در جامعه اشاره کرد. بسياري از آيات قرآن که به شکل انذار وارد شده است نوعي جنگ رواني را مدنظر دارد.  چنان که گفته شد در آيه 60سوره انفال، قرآن به مسئله جنگ رواني اشاره داشته و مي فرمايد: ترهبون به عدوالله و عدوکم؛ تا دشمنان خدا و خودتان را بترسانيد. در حقيقت قرآن آمادگي نظامي را که به دو شکل شمار کمي نظاميان آموزش ديده و آماده و تهيه تجهيزات نظامي پيشرفته صورت مي گيرد، به عنوان عوامل موثر در حوزه جنگ رواني مورد ارزيابي و تحليل قرار مي دهد و به نقش بازدارنده آن اشاره مي کند. روشن است که آمادگي در همه جهات مي تواند دشمنان را از تجاوز به مرزهاي جغرافيايي و معنوي مسلمانان باز دارد. در آيات قرآن با تاکيد بر جنگ رواني اين مسئله نمايانده مي شود که انسان ها به طور طبيعي گرايش به روحيه تجاوزگري دارند و براي خاموش کردن و از ميان بردن بسترهاي مناسب آن بايد همه امکانات پيشرفته و سلاح هاي بازدارنده فراهم آيد. هدف از تهيه نفرات و تجهيزات آن است که به دشمن هشدار داده شود که هرگونه جنگ و دامن زدن به آن نه تنها براي او منافع اقتصادي و يا معنوي نخواهد داشت بلکه منافع مهم تري از دست خواهد داد. در حقيقت قرآن بيان مي کند که آمادگي نظامي مسلمانان نه براي تهاجم و تجاوز بلکه براي دفاع از منافع امت است به گونه اي که رويارو نشدن دشمنان با چنين مسلمانان آماده اي به نفع دشمنان خواهد بود. آمادگي نظامي به گونه اي بايد باشد که هم دشمنان ظاهر و آشکار از هرگونه تجاوز و جنگي پرهيز کنند و هم دشمنان پنهان و منافقان، هوس حمله و تجاوز به حقوق مسلمانان واقعي و همکاري با دشمنان را نکنند؛زيرا منافقان هرگاه مسلمانان را از نظر دفاعي و آمادگي، ناتوان ببينند هوس همکاري با دشمنان را در سر مي پرورانند، ولي آمادگي مسلمانان، منافقان را وا مي دارد تا براي منافع زودگذر خود هم شده از همکاري با دشمنان پرهيز کنند.  بنابراين هدف از آمادگي هميشگي، جلوگيري از تجاوز و حمله دشمنان شناخته شده و ناشناخته به حريم امت و جامعه اسلامي است. تاکتیک (روش)های جنگ نرم در جنگ نرم در طول تاريخ از روش هاي همانندي استفاده شده است.از اين رو مي توان گفت بيشتر روش هايي که در گذشته مورد استفاده بوده، هنوز به همان قوت و شدت مورد استفاده دشمنان قرار مي گيرد. در تمامي اين روش ها تلاش بر آن است تا با بهره گيري از روان شناسي، عواطف و احساسات مخاطب تحت تاثير قرار گيرد و با تغيير در آن ها، انديشه ها و افکار شخص را نيز تغيير داده و بر وي چيره شوند. در ذیل به مهمترین آنها پرداخته می‌شود: روشنگری روشنگری در مفهوم جنگ نرمی آن به معنای مانور دادن بر چیزی یا كلمه ای پر فضیلت است تا هدف آن را  بدون بررسی شواهد بپذیرد و تصدیق كند. رسانه های ارتباط جمعی از یک سو مفهوم "حقوق بشر و آزادی" را پر فضیلت جلوه می دهند و از سوی دیگر غرب را مهد‌ آزادی و مدافع حقوق بشر قلمداد می كنند، در حالی كه بیشترین نقص حقوق بشر و آزادی در این كشورها صورت می گیرد. برچسب زدن بر اساس این تاكتیك رسانه ها، واژه های مختلف را به صفات مثبت و منفی تبدیل كرده و آنها را به آحاد یا نهادهای مختلف نسبت می دهند. گاهی هدف از این عملكرد آن است كه ایده، فكر یا گروهی محكوم شوند، به عنوان مثال رسانه های كشورهای غربی با منفی سازی مفهوم "بنیادگرایی و اطلاق آن به كشورهای اسلامی" سعی دارند چهره منفی ای از این كشورها در اذهان عمومی مخاطبین خود القاء و ایجاد كنند. برچسب زنی یا اسم گذاری اعتقادی برای تحریك به رد فكری و اندیشه ای بدون بررسی شواهد مورد استفاده قرار می گیرد، به عنوان مثال کشورهای غربی ها به مقاومت مشروع مردم مظلوم فلسطین و لبنان، برچسب تروریسم می زنند و حمایت ایران از این مبارزین را حمایت از تروریسم می نامند و با تبلیغات رسانه ای افكارعمومی را دستكاری می كنند. انتقال انتقال یعنی اقتدار، حرمت و منزلت امری مورد احترام به چیزی دیگر برای قابل قبول تر كردن آن منتقل شود، استفاده از نمادهای مذهبی و یا ملی و انتساب به اشخاص و جریان هایی كه مورد احترام توده های عمومی مردم هستند تاكتیك انتقال نامیده می شود. در این تاكتیك از ابزارهای گوناگونی مانند طنز، كاریكاتور، داستان كوتاه، شعر و موسیقی و... استفاده می شود. تصدیق تصدیق یعنی اینكه شخصی كه مورد احترام یا منفور است بگوید فكر، برنامه یا محصول یا شخص معینی خوب یا بد است. تصدیق فنی رایج در تبلیغ، مبارزات سیاسی و انتخاباتی است. حمایت اشخاص معروف (سیاستمداران، هنرمندان، ورزشكاران، دانشمندان و...) و گروه های فرهنگی، سیاسی واجتماعی از فردی یا جریانی تصدیق نامیده می شود. روش ارتداد     از روش هاي جنگ رواني، بازي با ارزش هاي جامعه با ايمان و ارتداد نسبت به آن است. برخي از دشمنان از کافران و منافقان، با بهره گيري از اين شيوه مي کوشند تا ترديد و دودلي را در جامعه بيفکنند. از اين رو گاه با ابزار ايمان و همدلي و همراهي ظاهري با مسئولان و مردم، و سپس اظهار  کفر وبي ايماني نسبت به آن مي کوشند تا مردم را دچار ترديد نسبت به آموزه ها و ارزش ها و باورهاي خود کنند. همراهي با شخصيت هاي اجتماعي و رهبران و تاييد مواضع آنان و سپس مخالفت با آنان، بسياري از سست ايمان ها و بيماردلان را به ترديد مي افکند و زمينه اختلاف و تفرقه را فراهم مي آورد. قرآن گزارش مي کند که در دوره پيامبر (ص) دشمنان از اين روش بسيار سود مي بردند.(آیه ی 83 سوره ی نساء)  بازي با ايمان از طريق ارتداد از مهم ترين روش هايي است که دشمنان براي تخريب روحيه مومنان از آن بهره مي گيرند. درجهان امروز نيز اين شيوه بارها از طريق دشمنان مورد استفاده قرار گرفته است. دشمنان حتي کوشيدند تا براي تاثيرگذاري بيش تر، مدت زماني را در ظاهر ايماني به سر برند و سپس با نفوذ در لايه هاي اجتماعي و وجيه المله شدن، توانستند با بازگشت و ارتداد خود ضربه هاي استواري به ايمان اشخاص سست ايمان بزنند. ترور شخصیت در روش ترور شخصیت، دشمنان تلاش مي کنند تا جايگاه رهبران و مسئولان هر جامعه و نظامي را از مقام کاريزماتيک، شخصيت هاي کامل و سالم و الگوهاي مهم ديگران پايين آورده و تنزل دهند. آنان مي کوشند با افک و افترا، هاله نورانيتي که از شخصيت سالم و کامل ايشان در نزد پيروان و ملت پديد آمده، از ميان بردارند و آنان را حتي از سطح شخصيتي توده مردم نيز پايين تر بکشند. از اين رو ترور شخصيت به عنوان مهم ترين روش در جنگ نرم مورد توجه و تاکيد قرار مي گيرد.    در اين روش، تلاش مي شود تا نخست خود شخص، ترور شخصيت شود و از جايگاه و مقام و منزلت خويش به زير کشيده شود. هر آن چه که براي ملت و پيروان آن شخص، به عنوان ارزش و الگوي براي ديگران تلقي مي شود، با انواع تهمت و بهتان تخريب مي شود.     در طول تاريخ اين گونه رفتارها از سوي دشمنان درباره پيامبران بسيار به کار رفته گزارش شده است. اتهام دزدي و بهره گيري از قدرت و ثروت براي مقاصد شخصي، بهره کشي از ديگران براي مقاصد پست دنيوي و هواهاي نفساني از جمله اين امور است که همواره از سوي دشمنان استفاده شده است.     در مرحله دوم، اگر ترور شخصيت رهبران، شدني نشد به سراغ خانواده و بستگان نزديک وي مي روند که ازجمله معروف ترين اين وقايع مي توان به ترور شخصيت پيامبر گرامي (ص) از طريق افک و بهتان به همسر وي اشاره کرد که در آيه 11 سوره نور گزارشي از آن آمده است. در داستان عيسي (ع) دشمنان يهودي آن حضرت (ع) چون نتوانستند آن حضرت را بي شخصيت کنند، با بهره گيري از افک و بهتان، کوشيدند تا دامن پاک دوشيزه اي چون حضرت مريم (س) را بيالايند و شخصيت کاريز ماتيک آن بزرگوار را هدف گيرند. دشمنان انقلاب و نظام اسلامی با استفاده از این تاكتیك و بهره گیری از ابزار طنز، كاریكاتور، شعر، كلیپ های كوتاه و... كه عموماً از طریق اینترنت و تلفن همراه پخش می شود به ترور شخصیت برخی افراد سیاسی و فرهنگی موجه و معتبر در نزد مردم می پردازند. شایعه شایعه در فضایی تولید می شود كه امكان دسترسی به اخبار و اطلاعات موثق امكان پذیر نباشد. به عبارتی شایعه در جایی ایجاد می شود كه خبر نباشد و یا خبر از منابع موثق منتشر نگردد. شایعه انتقال شفاهی پیامی است كه برای برانگیختن باور مخاطبان و همچنین تاثیر در روحیه آنان ایجاد می شود. مطالب كلی شایعه باید حول محورهای اساسی و مهمی باشد كه مخاطب نسبت به آن حساسیت بالایی دارد. از این تاكتیك در تبلیغات انتخاباتی استفاده می شود كه نمونه های بسیاری از آن را می توان در انتخابات اخیر ریاست جمهوری ملاحظه کرد. هر شایعه در برگیرنده بخش قابل توجهی از واقعیت می تواند باشد، ولی ضریب نفوذ آن بستگی به درجه ابهام و اهمیت آن دارد، در واقع هرچقدر شایعه پیرامون مسائل "مبهم" و "مهم" باشد، همان مقدار ضریب نفوذ آن افزایش می یابد. با توجه به موضوع و جامعه هدف شایعات گوناگونی تولید می شوند كه عبارتند از شایعات تفرقه افكن، هراس آور، امید بخش، آتشین وغیره. در شایعه سازی از تاكتیك های گوناگون از جمله تسطیح، همانند سازی، برجسته سازی (بزرگنمایی) و... نیز استفاده می شود. كلی گویی محتوای واقعی بسیاری از مفاهیمی كه از سوی رسانه های غربی مصادره و در جامعه منتشر می شود، مورد كنكاش قرار نمی گیرد. تولیدات رسانه های غربی در دو حوزه سیاست داخلی و خارجی، مملو از مفاهیمی مانند جهانی شدن، دموكراسی، آزادی، حقوق بشر و... است. اینها مفاهیمی هستند كه بدون تعریف و توجیه مشخص در جهت اقناع مخاطبان در زمینه ای مشخص بكار گرفته می شوند. در واقع كلی گویی عبارت است از ایجاد ارتباط نظر و عملی خاص با مفهومی ویژه تا مخاطب بدون بررسی دلایل، شواهد و قرائن، آن نظر و عمل را بپذیرد. تاكتیك كلی گویی تاكتیكی است كه سعی می کند، ذهن مخاطب متوجه حواشی و شاخ و برگ نشده و در رابطه با هسته مركزی پیام، حساسیت نداشته و آن را بدون بررسی و كنكاش بپذیرد كه به همین دلیل برخی این تاكتیك را "بی حس سازی مغزی" نیز می نامند. دروغ پردازی‌های بزرگ این تاكتیك قدیمی كه هنوز هم مورد استفاده فراوان است، عمدتاً برای ترساندن و به وحشت افکندن و فریب ذهن حریف مورد استفاده قرار می گیرد. بدین معنی كه پیامی را كه به هیچ وجه واقعیت ندارد، بیان می كنند و مدام آن را تكرارمی كنند تا ذهن مخاطب آن را جذب كند. معروفترین استفاده از این تاكتیك در زمان آدولف هیتلر و توسط رئیس دستگاه تبلیغاتی نازی ها، گوبلز بوده است. گوبلز در این باره می گوید: "دروغ هرچه بزرگتر باشد، باور‌ آن برای مردم راحت تر است". انسانیت زدایی و اهریمن سازی یكی از موثرترین شیوه های توجیه حمله به دشمن به هنگام جنگ (نرم و یا سخت) "انسانیت زدایی" است. چون وقتی حریف از مرتبه انسانی خویش تنزیل یافت و در قامت اهریمنی در ذهن مخاطب ظاهر شد، می توان اقدامات خشونت آمیز علیه این دیو و اهریمن را توجیه كرد. در این تاكتیك با استفاده از برچسب زنی صفات منفی به حریف از جمله دزد، قاتل، دروغگو و... به توجیه حملات و تهاجمات علیه رقیب می پردازند. قبل از حمله آمریكا به افغانستان و عراق رسانه های آمریکا با استفاده از اخبار و القاب گوناگون تصویری مملو از رفتارهای تروریستی ، وحشی گرانه و ضد انسانی از طالبان و صدام در ذهن مخاطبان خویش القا می كردند به گونه ای كه تروریست و صدام مترادف قلمداد می شد. ارائه پیشگویی های فاجعه آمیز در این تاكتیك با استفاده از آمارهای ساختگی و سایر شیوه های جنگ روانی از جمله كلی گویی ، اهریمن سازی و غیره به ارائه پیشگویی های مصیبت بار می پردازند كه بتوانند، حساسیت مخاطب را نسبت به آن افزایش داده و بر اساس میل و هدف خویش افكار وی را هدایت نمایند. از این تاكتیك در تبلیغات انتخاباتی استفاده می شود كه نمونه های بسیاری از آن را می توان در انتخابات اخیر ریاست جمهوری ملاحظه کرد. ارائه اخبار و آمارهای آلوده به دروغ از وضعیت سیاسی، اقتصادی كشور و فاجعه آمیز بودن آینده كشور در صورت تداوم وضع موجود ذیل این تاكتیك تعریف می شود. ایجاد تفرقه و تضاد ازجمله اموری كه در فرآیند جنگ نرم مورد توجه واقع می شود، تضعیف حریف است. ایجاد و القاء وجود تضاد و تفرقه در جبهه رقیب باعث عدم انسجام و یكپارچگی شده و رقیب را مشغول مشكلات درونی جامعه خود می كند و از این طریق از اقتدار و انرژی آن كاسته و قدرتش فرسوده می شود. ایجاد تفرقه و تضاد موجب ایجاد "گسست" شده و در جامعه ای كه به لحاظ طبیعی این گسست ها وجود داشته باشند، آنها تقویت می شوند؛ از قبیل گسست قومیت ، مذهب، دین، جنسیت، زبان، نژاد و غیره. مهمترین هدف این تاكتیك، ایجاد گسست بین مردم و نظام سیاسی است كه باعث تزلزل و تنزل اعتماد عمومی مردم و مقبولیت و پذیرش رژیم سیاسی می شود. این تاكتیك به شدت مورد توجه بنگاه های خبرپراكنی و استكبار جهانی در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران است و در چند ماهه اخیر بر شدت بهره گیری از آن افزوده است. ویژگی های جنگ نرم جنگ نرم به دلیل پیچیدگی و اتكا به قدرت نرم از ویژگی های بسیار زیاد و متنوع برخوردار است كه به مهمترین آنها دراین نوشتار اشاره می شود. ویژگی های جنگ نرم :جنگ نرم به دلیل پیچیدگی و اتكا به قدرت نرم از ویژگی های بسیار زیاد و متنوع برخوردار است كه مهمترین آنها عبارتند از: 1- جنگ نرم در پی تغییر قالب های ماهوی جامعه و ساختار سیاسی است. در این جنگ، اعتقادات، باورها و ارزش های اساسی یك جامعه مورد هجوم برای تغییر قرار می گیرد. با تغییر باورهای اساسی جامعه، قالب های تفكر و اندیشه دگرگون شده و مدل های رفتاری جدیدی شكل می گیرد. مدل های رفتاری جدید به گونه ای است كه به جای رفتارهای حمایتی از ساختار سیاسی، رفتارهای چالشی جایگزین شده و این رفتارها به سمت ساختارشكنی جهت می یابد. 2-آرام، تدریجی و زیرسطحی است. جنگ نرم دفعی، شتابان و پرتحرك در یك مقطع نیست. این جنگ به صورت آرام شروع شده و به صورت تدریجی به سمت جلو حركت می كند. آرام و تدریجی بودن این جنگ به گونه ای است كه بسیاری آن را تشخیص نمی دهند. جنگ نرم زیرسطحی، غیر آشكار و به همین دلیل نامحسوس است. 3-جنگ نرم نمادساز است. نمادسازی با بهره گیری از نمادهای تاریخی و گذشته برای ارائه و نمایش تصویری مطلوب از خود یك ویژگی برجسته از جنگ نرم است. در این جنگ تلاش می شود تصویری شكست خورده، ناامید و مأیوس از حریف ارائه شود و در مقابل مهاجم با نمادسازی و تصویرسازی خود را پیروز و موفق نشان می دهد. در این ویژگی عملیات روانی در حد اعلی خود انجام می شود 4-پایدار و بادوام است. نتایج جنگ نرم در صورت موفق بودن، پایدار و بادوام خواهد بود. هدف اصلی در جنگ نرم تغییر باورها و اعتقادات است. چنانچه این تغییر حاصل گردد، به راحتی تغییر مجدد و بازگشت به حالت اولیه میسر نمی باشد. در جنگ گرم و نظامی، یك سرزمین تصرف شده را ظرف چند ساعت، می توان باز پس گرفت. اما در جنگ نرم، اگر دشمنان موفق به تصرف افكار و دل های جامعه هدف گردند، به راحتی نمی توان آن را باز پس گرفت و تغییر مجدد زمان بر می باشد.   5-جنگ نرم پرتحرك و جاذبه دار است. جنگ نرم كه به صورت تدریجی و آرام شروع می شود، در نقطه ای به دلیل ایجاد جاذبه های كاذب، خود جامعه هدف را برای تحقق اهداف به كار گرفته و از این طریق بر دامنه تحركات آن افزوده می گردد. در واقع با گذشت زمان، بسیاری از بازیگران و حتی بازیگردانان جنگ نرم به صورت خواسته یا ناخواسته از درون جامعه هدف به استخدام كارگزاران اصلی جنگ نرم در می آیند. 6-جنگ نرم هیجان ساز است. با نمادسازی ها، اسطوره سازی ها و خلق ارزش های جدید، در جنگ نرم از احساسات جامعه هدف نهایت استفاده انجام می گیرد. مدیریت احساسات یك ركن در مهندسی جنگ نرم به حساب می آید. در مدیریت احساسات، تلاش می شود از احساسات و عواطف جامعه هدف به عنوان پلی برای نفوذ در افكار و اندیشه ها برای ایجاد تغییر و دگرگونی در باورها استفاده شود. احساسات و عواطف به دلیل تحریك پذیری، زمینه های خلق بحران را فراهم می سازد. 7-جنگ نرم آسیب محور است. آسیب های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی، میدان مانور جنگ نرم است. دشمنان در جنگ نرم با شناسایی نقاط آسیب جامعه هدف در حوزه های ذكر شده، فعالیت های خود را سامان داده و با خلق آسیب های جدید، بر دامنه تحركات خود می افزایند. 8-جنگ نرم چند وجهی است. پردامنه بودن و برخورداری از وجوه مختلف از دیگر ویژگی های جنگ نرم است. در این جنگ، از تمامی علوم، فنون، شیوه ها و روش های شناخته شده و ارزش های موجود استفاده می گردد. 9-جنگ نرم تضادآفرین است. جنگ نرم از محیط های آسیب دار در جامعه هدف شروع می شود و با ایجاد گسل های متعدد در بخش های گوناگون جامعه و از طریق متفاوت كردن باورها، ارزش ها و شكل دهی به رفتارهای جدید، اعضای یك جامعه در برابر همه قرار می دهد. تضادهای به وجود آمده از طریق جنگ نرم، همبستگی اجتماعی و وحدت ملی را برهم می زند و زمینه های بروز بحران و درگیری های داخلی را فراهم می سازد. بنابراین تخریب وحدت ملی یكی از پیامدها و ویژگی های جنگ نرم است.     10-جنگ نرم تردید آفرین است. در جنگ نرم، ایجاد تردید و بدبینی نسبت به بسیاری از مسائل یك اصل و قاعده است. حركت در این جنگ با خلق تردید و ایجاد ناامیدی و یأس شروع می شود. برای توفیق در این جنگ، با تكیه بر سنت ها و لكن با نوپردازی به صورت ظریف و آرام، در باورها و اعتقادات اساسی تردید ایجاد می شود و به مرور بر دامنه این تردیدها افزوده شده تا در نهایت به ایجاد تغییرات اساسی در باورها و ارزش ها دست یابد 11- جنگ نرم از ابزار روز استفاده می كند. در جنگ نرم از پیشرفته ترین تكنیك های روز استفاده می گردد. فضای مجازی و سایبری محیط اصلی جنگ نرم در شرایط كنونی به حساب می آید. این فضا، امكان اغواگری با ایجاد جاذبه های گوناگون و خلق بسترهای لازم برای سوار شدن به امواج احساسات را به خوبی فراهم می سازد. 12-در این تهدید اعتقادات باورها و الگوهای رفتاری یک ملت دستخوش تغییر و تحول قرار میگیرد. 13-، به وسیله ی نیروهای داخلی دشمن و با ساپورت خارجی انجام میشود.   14- بین گروه ها و عقاید و عقلیت ها با اکثریت تفرقه می اندازد.   15- بین طبقات مختلف فاصله می اندازد.   16- فاصله انداختن بین رهبران جامعه و مردم. اهداف جنگ نرم     ترديد در شيوه زندگي و نظام سياسي، ايجاد بدبيني نسبت به مسئولان، ايجاد اختلاف و تفرقه براي تسلط بر جامعه و منابع آن از جمله اهداف جنگ نرم مي باشد. در اين روش دشمن به سادگي و آساني بي آن که حتي هزينه هاي سنگين نظامي و جاني و مالي را تحمل کند، با بهره گيري از احساسات و عواطف جامعه مي کوشد تا مقاصد شوم خود را تحقق بخشد. به هر روى، با توجه به این که ماهیت اصلى عملیات روانى به اعتراف خود آمریکایى ها عبارت است از تلاش براى تأثیرگذارى بر افکار، احساسات و تمایلات گروه هاى دوست، دشمن یا بى طرف مى توان تا حدودى به برخى از مهمترین اهداف جنگ روانى پى برد: 1- تأثیرگذارى شدید بر افکار عمومى جامعه مورد هدف، از راه طرح جنگ نرم و با ابزار خبر و اطلاع رسانى هدفمند و کنترل شده که نظام سلطه همواره از این روش براى پیشبرد اهداف خود سود جسته است و البته موفقیت هایى هم در این زمینه داشته است. 2- ترساندن از مرگ یا فقر یا قدرت خارجى سرکوبگر و پس از آن دعوت به تسلیم از راه پخش شایعات و دامن زدن به آن براى ایجاد جو بى اعتمادى و ناامنى روانى. 3- اختلاف افکنى در صفوف مردم و برانگیختن اختلاف میان مقام هاى نظامى و سیاسى کشور مورد نظر در راستاى تجزیه سیاسى کشور 4- اشاعه بذر یأس و نومیدى درمیان مردم و بویژه نسل جوان به منظور بى تفاوت کردن آنها نسبت به کشور خود و تحولات احتمالى آتى. 5-کاهش روحیه و کارآیى رزمى (البته در زمان جنگ نظامى). 6- ایجاد اختلال در سامانه هاى کنترلى و ارتباطى کشور هدف. 7- تبلیغات سیاه (با هدف براندازى و آشوب) به وسیله شایعه پراکنى، پخش تصاویر مستهجن ، جوسازى از راه پخش شب نامه ها و... 8- تقویت نارضایتى هاى ملت به دلیل مسائل مذهبى، قومى، سیاسى و اجتماعى نسبت به دولت خود به طورى که در مواقع حساس این نارضایتى ها زمینه تجزیه کشور را فراهم کند. 9- تلاش براى بحرانى و حاد نشان دادن اوضاع کشور از راه ارائه اخبار نادرست و نیز تحلیل هاى نادرست و اغراق آمیز که مقام معظم رهبرى نیز در دیدار اخیر اعضاى مجلس خبرگان با ایشان به آن اشاره داشته و آن را در راستاى خط تهاجمى دشمن توصیف کردند. یا به طور کل اهداف را می توان به 4 دسته ی 1-ایجاد تغییر در اعتقادات وباورها 2-ایجاد تغییر در افکار واندیشه ها 3-ایجاد تغییر در رفتار 4-ایجادتغییر در ساختار سیاسی تقسیم کرد. با توجه به تمام مطالبى که گفته شد ضرورت مقابله جدى با جنگ روانى دشمن به شیوه هاى سخت افزارى و نرم افزارى بر کسى پوشیده نمى ماند. اما در این میان وحدت استراتژیک تمام نهادهاى کشور براى پاسداشت تمامیت ارضى نیز مقدمه اى لازم براى خنثى کردن جنگ روانى دشمنان است. ابزار جنگ نرم تنها اختلافي که ميان جنگ هاي نرم در گذشته و حال مي توان يافت، تفاوت در ابزارهاي و روشهايي است که از سوي دشمنان مورد بهره برداري قرار مي گيرد؛ زيرا انسان ها هر روزي به ابزارهاي جديدي دست مي يابند که در گذشته غيرقابل دسترسي بود. فرهنگ و تمدن بشري همان گونه که به سوي کمال پيش مي رود در ابزارها نيز کمال مي يابد و نواقص و کمبودهاي آن جبران مي شود. دشمنان توحيد و عدالت و اسلام نيز در مقابل، هر روز بيش از گذشته تلاش مي کنند تا با استفاده از ابزارهاي نوين، سد راه اهداف کمالي و عدالت خواهانه توده هاي مردم به ويژه مسلمانان و مومنان شوند.     در گذشته ابزارهاي جنگ نرم در داستان سرايي و شعر و مانند آن خلاصه مي شد. اشعار هجوآميز به ويژه در ميدان هاي جنگي به عنوان رجز خوانده مي شد تا روحيه مخاطبان را تضعيف کرده و شرايط روحي مبارزان را تغيير دهد. رجز و شعر دو کارکرد متضاد نسبت به دوست و دشمن داشت. اشعار به دوستان انگيزه مبارزه مي بخشيد و رجز روحيه دشمنان را تضعيف مي کرد.     داستان سرايي و افسانه سازي از شخصيت هاي پهلواني از ديگر ابزارهايي بود که در جنگ نرم ميان تمدن ها و اقوام و ملل بسيار مورد بهره برداري بوده است. اقوام از طريق افسانه ها و اسطوره سازي، نه تنها موقعيت خويش را فراتر از اقوام موجود تثبيت مي کردند و به مردم و ملت خويش انگيزه مي بخشيدند، بلکه اقوام و ملل ديگر را تحقير کرده و به سخريه مي گرفتند تا جايي که شخص از انتساب به قوم و قبيله اي شرم مي داشت.     يکي از مهم ترين اتهاماتي که همواره به پيامبران از سوي دشمنان ايشان زده مي شد، عنوان شاعري بود. اين اتهام از آن رو زده مي شد که آموزه هاي آنان را در حد سخناني براي تحريک عواطف و احساسات پايين آورند و به مردم بقبولانند که آموزه هاي آنان بيرون از دايره عقلانيت مي باشد و نمي تواند عامل خوشبختي و سعادت ايشان و دستور درست زندگاني بشر باشد.     دشمنان براي تحقير و تمسخر پيامبران، خود از ابزار شعر بهره مي بردند و اين اشعار را به گونه اي مي سرودندکه مخاطبان از انتساب خود به پيامبران و عنوان پيرو بودن شرم کنند     افسانه سرايي از ديگر روش هايي بود که دشمنان براي مقابله با پيامبران در جنگ نرم از آن استفاده بسيار مي کردند.  در جهان امروز، ابزارهايي که براي جنگ نرم مورد استفاده قرار مي گيرد از تنوع و تعدد بسياري برخوردار است. روزنامه ها، تلفن هاي همراه، ماهواره ها، رسانه هاي همگاني و اينترنت و شبکه جهاني آن، در کنار ابزارهاي ديگر، مهم ترين ابزارهاي جنگ نرم است که در بسياري از کشورها و ملت ها تاثيرات مخرب خود را گذاشته و زمينه را براي تسلط جهانخواران و دشمنان مردم فراهم آورده است ابزار شیطان قرآن به ابزار، سربازان، جهت‌های شیطان هم اشاره دارد و در آیه ۱۷ سوره اعراف از قول شیطان آمده است: «ثُمَّ لآتِینَّهُم مِّن بَینِ أَیدِیهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَیمَانِهِمْ وَعَن شَمَآئِلِهِمْ» یعنی انسان از هیچ جهتی مصونیت ندارد و یک دعوای همه جانبه و بدون مرز است و انسان در معرض این میدان گسترده درگیری است. (این آیه از قول شیطان است،بیان می فرماید که چگونه او در کمین انسان ها نشسته و از هر چهار طرف نزد آن ها می آیدو ایشان را وسوسه می کند.البته روشن است که این جهات چهارگانه ،جهات مادی نیست؛بلکه جهات معنوی است؛چنان که«صراط مستقیم»،راه مادی نیست. از قرآن استفاده می شد که منظور از پیش رو،حوادثی است که در آینده به سراغ انسان خواهد آمد؛اعم از حوادث لذت بخشی که انسان آرزوی آمدن آن را دارد یا حوادث ناگواری که انسان از آن می ترسد.هر دوی این حوادث می تواند کمین گاه انسان باشد چه آرزوهایی که انسان را به گناه نینداخته وچه ترس های موهومی(توهمی)که انسان را از خیر وسعادت باز نداشته است؛مانند ترس از فقر که انسان را از انفاق باز می دارد وترس از سرزنش مردم که انسان را از کار خیر وثواب باز می دارد. منظور از پشت سر فرزندان ونسل آدمی است؛زیرا انسان گمان می کند که بقای او به بقای آنان وابسته است وشادی وناراحتی او بستگی به شادی وناراحتی فرزندانش دارد. بنابراین به خاطر آنان به جمع آوری مال از حلال وحرام می پردازد وچه بسا به خاطر زندگی دنیایی فرزندان،خود را جهنمی کند. منظور از طرف راست،بعدمثبت آدمی یعنی دین کاری است. ممکن است شیطان از راه دین وارد شود ومبالغه وافراطی گری در برخی امور دینی را پیش انسان آراسته کند واو را به انجام کارهایی وادارد که خدا هم آن را واجب نکرده واز این را انسان را جهنمی کند. مقصود از طرف چپ،بی دینی است شیطان ممکن است از راه شهوت وغضب وارد شود وانسان را به شهوت رانی به انجام گناهان وهوس بازی وا دارد و از این راه انسان را جهنمی کند. روایتی از امام باقر(ع) که در ذیل این آیه نقل شده نیز گفتار پیش را تصدیق می کند.آن حضرت فرمود:«از پیش رو به سراغشان می روم» یعنی آخرت را در نظرشان بی ارزش می کند و«از پشت سر»یعنی آنها را به جمع ثروت وندادن حقوق واجب آن فرمان می دهم تا برای وارثان باقی بماند و«از سمت راست»یعنی دینشان را با زینت بخشی،گمراهی وخوب جلوه دادن شبهات خراب می کنم و«از سمت چپ»یعنی لذت های دنیا را دوست داشتنی می کنم وشهوت ها را بر دلهایشان غالب می کنم. با توجه به آیات ۶۱ تا۶۴ سوره اسراء، شیطان در اعتراض به خداوند می گوید که همه فرزندان آدم مگر تعداد اندکی را (مخلصین) گمراه می کنم و خدا هم می گوید تو هم برو هر مقدار که می توانی با هر ابزاری این کار را بکن اما بدان من، تو را و پیروانت را فردای قیامت به جهنم می اندازم و سخن خدا این است که من تو و ابزار و راههایت را به بشر معرفی می کنم. (در آیه ی 64 سوره ی اسراء باید توجه داشت که شیطان لشکر سواره وپیاده به آن معنی که در نیروهای مسلح وجود دارد،ندارد؛ ولی می دانیم دستیاران فراوانی از جنس خود واز جنس آدمیان دارد که برای اغوای مردم به او کمک می کنند؛بعضی سریع تر ونیرومند تر همچون لشکر سواره اند،بعضی آرام تر وضعیف تر همچون لشکر پیاده.) سران جنگ نرم از دیدگاه قرآن چندین گروه به‌عنوان سردمداران جنگ نرم به‌شمار می‌روند که خداوند به تفکیک از هر گروهی به نامی خاص یاد کرده است که ما در اینجا فقط به ذکر نام تعدادی از آنها می پردازیم: ۱، مشرکین: اولین گروه به تعبیر قرآن مشرکین می‌باشند: «وای بر مشرکان همان‌ها که زکات را ادا نمی‌کنند و آخرت را منکرن» ۲، منافقین: دشمنانی که در لباس دوست سعی در آسیب زدن به ساختار دین و اجتماع را دارند. «هنگامی که منافقان نزد تو آیند… آنها «منافقان»دشمنان واقعی تو هستند از آنان بر حذر باش خداوند آنها را بکشد چگونه از حق منحرف می‌شوند؟.» ۳، سردمداران باطل: می‌گویند: پروردگارا ما از سران و بزرگان خود اطاعت کردیم و آنها ما را گمراه ساختند. این سه گروه عمده به‌عنوان دشمنان جبهه حق و سردمداران جنگ نرم بر ضد این جبهه به شمار می‌آیند که البته همه آنان به ‌عنوان پیاده نظامان و امیران لشکر سردمدار بزرگ جبهه باطل یعنی شیطان به‌شمار می‌آیند. شیطان می‌خواهد آنها را شدیدا گمراه کند و قسم خورده که احدی از نسل انسان را رها نکند حتی پیامبران را که گمراهی آنها غیرممکن است ولی با وجود این شیطان حتی از تلاش برای گمراهی آنها هم دست نمی کشد. راهکارهای مقابله با جنگ نرم                1-علم ودانش یکی از مهمترین مسائل برای مصونیت انسان در برابر این هجمه ها، بالا بردن سطح معلومات دینی است و بارها قرآن می فرماید «الذین لایعلمون» و آنهایی که نمی دانند فریب می خورند. جهل و ناآگاهی مایه ای برای فریب انسانها است. بالابردن دانش دینی و تقویت ایمان در مقابل این جنگ نرم بسیار مؤثر است چراکه قرآن می فرماید: «إِنَّهُ لَیسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِینَ آمَنُواْ وَعَلَى رَبِّهِمْ یتَوَکَّلُونَ» (نحل ۹۹)؛ شیطان را بر کسانی که ایمان آورده و بر خدا توکل می کنند تسلطی نیست. در ادامه می فرماید: «انَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَى الَّذِینَ یتَوَلَّوْنَهُ وَالَّذِینَ هُم بِهِ مُشْرِکُونَ» یعنی تسلط شیطان (اعم از شیاطین جن و انس) تنها بر کسانی است که ولایت او را پذیرفتند. پس انسان است که اگر سطح آگاهی دینی خود را بالا ببرد و باور و ایمان خود را تقویت کند در برابر تزویر، تزیین، تلبیس، اغواگری و… که از ابزارهای جنگ نرم شیطان است مصون می مانند. نکته بسیار مهمی که قرآن از آن به عنوان مرکز خطر در حوزه جنگ نرم شیطان یاد می کند "حب دنیا" است. کسانی که حتی اطلاعات دینی و باور ایمانی بالا داشته باشند اما اگر مشکلی به عنوان حب دنیا و نفس داشته باشند آن باور قلبی دیگر نمی تواند به تنهایی او را مصون بدارد. داستان "بلعم باعورا" از علمای قوم یهود و تشبیه او به سگ است که خداوند در آیه ۱۷۵ و ۱۷۶ سوره اعراف نقش حب دنیا را در باخت او در جنگ نرم شیطان نشان می دهد و می فرماید: خبر آن مرد را برایشان بخوان که آیات خویش را به او عطا کرده بودیم و او از آن علم عاری گشت و شیطان در پی اش افتاد و در زمره گمراهان در آمد. و اگر مى‏خواستیم قدر او را به وسیله آن [آیات] بالا مى‏بردیم اما او به زمین [=دنیا] گرایید و از هواى نفس خود پیروى کرد. 2ـ موضع‌گیری صریح و شفاف در برابر باطل 3ـ دعوت دشمنان به استدلال 4ـ آگاهی و محتوای دورنی غنی 5ـ توبه 6ـ تعمیق باورهای دینی افراد 7ـ تبیین صحیح اصول و پایه‌های نظام اسلامی 8ـ ولایتمداری 9ـ رصد برنامه‌های دشمن 10ـ ایجاد قرارگاه‌های تاکتیکی و عملیاتی برای مقابله با جنگ نرم با حضور استاتید و نخبگان دانشگاهی 11ـ تبیین ابعاد جنگ نرم در کتب تحصیلی مقاطع مختلف 12ـ تقویت مساجد 13ـ خروج از پارادایم غرب 14ـ بازنگری در علوم انسانی 15- وحدت حوزه و دانشگاه.  نقش خودشناسی و دشمن شناسی در جنگ نرم این نکته را بارها و بارها رهبر انقلاب در سخنان خود مطرح کرده اند و لزوم شناخت نیروهای خودی و غیر خودی را در جریانهای اجتماعی / دینی گوشزد کرده و به کرات مورد توضیح قرار داده اند که در قرآن مورد اشاره قرار می گیرد. یکی از موضوعات مورد توجه قرآن در مسیر انسان سازی تلاش برای انسان شناسی برای مخاطبین خود است و در این مسیر یکی از مهم‌ترین روش‌ها و شگردهای قرآن بر خلاف دیگر کتب آسمانی و یا کتاب‌های نوشته شده به دست بشر تاکید و تکرار و اهتمام به داستان آفرینش و واشکافی آن از زوایای گوناگون است. این زمینه البته در رویکرد محتوایی مورد توجه قرآن است. از این منظر با مطالعه قرآن انسان موجودی ترکیبی از جسم خاکی و روح آسمانی بوده که همزمان باعث تجمیع نقاط قوت و ضعف متعددی در او شده است و همین آفرینش اعجاب آوری که او را مجمع الاضداد نموده موجب شده که خود حق تعالی را به تحسین خود وا دارد تا چنین بفرماید (فتبارک الله احسن الخالقین) با توجه به همین نگاه است که قرآن به انسان‌ها هشدار می‌دهد که در دو مرز بندی حق و باطل اگر در مسیر حق به اوج برسد مسجود تمام کائنات خواهد شد و اگر در مسیر باطل به سقوط برسد «کالانعام بل هم اضل» خواهد گردید. پیش شرط آن صعود و گریز از این سقوط خودشناسی و دشمن شناسی است. آنچه قرآن در این زمینه می فرماید نقاط ضعف و نقصان انسانی است که اگر به حال خود رها شود می‌تواند زمینه نفوذ دشمن و باطل و مصداق داخلی و درونی جنگ نرم در نهاد انسان‌ها باشد، مواردی همانند: ضعیف بودن انسان ظالم و کافر بودن انسان عجول بودن انسان خودخواه بودن انسان علاقه به شهوات در انسان از حضرت رضا(ع) نقل است که فرمودند: حضرت سجاد فرموده، اگر شما فرد ظاهرالصلاحی را دیدید که از پارسایی سکوت اختیار کرده وخضوع در حرکاتش هویدا بود، صبر کنید؛ آهسته! مبادا این ظاهر شما را گول بزند، زیرا بیشتر افرادی که در به دست آوردن دنیا وارتکاب محرمات ناتوانند ودارای نیتی ضعیف وترس قلبی اند؛ دین را دام وتله ای برای دنیای خود ساخته اند وپیوسته مردم فریب ظاهر اینان را می خورند واگر امکان عمل حرامی را پیدا کنند حتما مرتکب آن خواهند شد  اگر دیدید او از مال حرام خود داری می کندصبر کن آهسته!  گول نخور که شهوات آدم ها گوناگون است زیرا تعداد افرادی که از مال حرام خودداری می کنند زیاد نیست، هرچند در ظاهر زیاد باشند ودر عوض خود را اجبار به اعمال زشتی (زنا) می نند ودر آن مرتکب حرام می شوند و اگر دیدید از این کارهای زشت نیز خودداری می کنند باز هم صبر کنید! مبادا گولشان را بخورید تا این که کاملا به عقده دلشان بنگرید، زیرا همه افرادی که این گونه اند در آخر به اندیشه ای متین باز نمی گردند وتعداد افرادی که به واسطه ی جهل به فساد می افتند بیشتر از گروهی است که با عقل اصلاح می شوند و اگر عقل او را نیز متین واستوار یافتید، باز هم صبر کنید وگول نخورید! ببینید هوای او تابع عقل است یا عقل پیروی هوی؟و ببینید عکس العمل او در برابر ریاست های باطل چگونه است؛ مثبت یا منفی؟ چون گروهی از مردم بر دنیا وآخرت زیان می کنند، دنیا را برای دنیا ترک کردند ولذت ریاست باطله را بر خوشی اموال ونعمت های مباح حلال ترجیح دادند وهمه ی این ها را برای ریاست باطل رها کردند تا این که اگر به او گویند از خدا بترسد، بزرگ منشی، او را به گناه وا دارد، یا عزت ظاهری که با گناه به دست آورده او را می گیرد. دوزخ اورا بس است و هر آینه ی بد بستری است. و او بی هدف به هر دری می کوبد. اولین باطل به دورترین اهداف زیاد وخسارت رهبری می کند وپس از آن که در خواست کار باطل را می کند خدایش نیز او را در طغیانش می کشاند، پس او حرام خدا را حلال داشته و حلال خدا را تحریم می کند واگر ریاستش (همان که موجب بدبختی او شده) سالم بماند. دیگر برایش مهم نیست مطلبی از دینش فوت شود این افراد همان هایند که خدا بر ایشان غضب کرده ومشمول لعن ونفرین خود ساخته و عذابی خوار کننده برایشان مهیا فرموده است. ولی انسان اصلی ومرد کارزار تکامل، همان انسان نیکویی است که تمام وجودش تابع امر وفرمان خداست ونیرویش وقف رضای خداست، خواری با حق که همراه عزت ابد باشد را بر عزت ظاهری که در باطل است ترجیه می دهد ونیک می داند ضرر اندکی که از این رفتار آیدش خواهد شد در نهایت اورا به سرایی که نعماتش دایمی وعاری از هر هلاک ونابودی است رهنمون می شود وخوب دریافته که خوشی بسیار و هواپرستی، اورا گرفتار عذابی خواهد کرد که قطع وزوالی ندارد. اینان انسانند ومردان نیکو! پس پیرو ایشان شده واقتدا به راهشان کنید وبه درگاه پروردگارتان بدیشان متوسط شوید که بازگشت نداشته وخواسته ای ناکام نماند. گفتنی است که از روایت فوق،نباید برداشت بدبینی وبی اعتمادی شود؛ چرا که امثال این روایت، در لایه حق وباطل به تحلیل موضوعات واشخاص می پردازند، در حالی که پس از معلوم شدن حق (که احکام آن قاطع است) در لایه ی خیر وشر،خوبی وبدی افراد نسبی تعریف می شود      


برچسب‌ها: مذهبی, تحقیقات
+ نوشته شـــده در شنبه سیزدهم اسفند 1390ساعــت17:52 تــوسط حبیب سقاچی |